حجاب زنان به مثابه مؤلفه قدرت نرم امنیت‌افزای حاکمیت دینی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکتری فقه و حقوق اسلامی؛ استادیار دانشگاه اصفهان

2 نویسنده و مسئول ،کارشناس ارشد مطالعات زنان ،گرایش حقوق زن در اسلام دانشگاه اصفهان

3 دانشجوی دکتری مطالعات زنان ،گرایش حقوق زن در اسلام دانشگاه ادیان و مذاهب قم

چکیده

پوشش بانوان همواره با عنوان یکی از مسائل بسیار مهمِ مرتبط با مسائل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه اسلامی مطرح شده است. مباحث حجاب در گستره جامعه‌شناسی، بیشتر به حیطه ارتباطات اجتماعی خرد معطوف بوده و کمتر به عنوان یک امر کلی و کلان در جامعه و در قلمرو قدرت نرم به آن نگریسته شده است. پرسش اصلی تحقیق آن است که آیا حجاب و پوشش در جوامع اسلامی به عنوان مؤلفه‌ای تأثیرگذار در فرهنگ آن جوامع، می‌تواند به عنوان اهرم قدرت نرم به کار گرفته شود؟ این نوشتار به مسئله حجاب با در نظر گرفتن انگاره نهادینه شده از قدرت نرم در فرهنگ سیاسی اسلامی و با روش توصیفی-تحلیلی به بازخوانی مؤلفه‌ها و مبانی الزام به حجاب و بررسی تأثیر آن بر قدرت نرم در فرهنگ اسلامی پرداخته است. یافته‌های تحقیق عبارت است از: 1. حجاب در سیر تاریخی خود در بین ادیان و تمدن‌های گذشته همواره نمادی از هویت ملی و اسلامی زنان در جوامع اسلامی بوده است؛ 2. حجاب هماره درکالبد پرچمی در راستای نمایش استقلال فکری و فرهنگی زنان جوامع اسلامی نقش داشته است؛ 3. در تاریخ گذشته استعمار غرب برای تسلط بر جوامع اسلامی، حجاب را چون دژ مستحکمی دیده که برای چیرگی بر این جوامع باید با آن مبارزه می‌کرده است؛ 4. کارکردهای روانی– اجتماعی حجاب در جامعه همچون، حفظ و افزایش آرامش و سلامت روان جامعه و حفظ بنیان خانواده؛ پیوسته توانسته است نقش بسزایی را در حفظ امنیت اجتماعی و ملی جامعه داشته باشد.
 

کلیدواژه‌ها